اصول عقائد اسلامی (معاد) » پرسش و پاسخ
سؤال: چرا خداوند در همین دنیا جزا نمى دهد؟ آیا بهتر نبود معامله نقدى مى شد و هر نیكوكار یا گناهكار در این دنیا حسابش تصفیه مى گرید تا دیگر نیازى به قیامت نداشته باشیم؟
این سؤال پاسخ هاى متعدّدى دارد كه ما به بعضى از آنها اشاره مى كنیم:
اصول عقائد اسلامی (معاد) » پاسخ اوّل: به دیگران هم سرایت مى كند
توضیح آنكه: برفرض من یك سیلى به صورت مظلومى زدم و خداوند در همین دنیا مرا كیفر داد و مثلاً دستم فلج شد، هنگامى كه به منزل مى روم تمام بستگان كه دست فلج مرا مشاهده مى كنند رنج مى برند، در حالى كه بستگان من گناهى نكرده اند.
آرى، دنیا جاى سرایت است، یعنى رنج و خوشى من به دیگران هم سرایت مى كند و در این صورت اگر جزا در این دنیا باشد، نوعى بى عدالتى و ظلم است. امّا در قیامت پیوندها گسسته و هر كسى به فكر خویش است و به گفته قرآن حتّى انسان از فرزند و همسر خود فرار مى كند و فقط در فكر نجات خویش است. در آنجا اگر بلایى بر سر مجرم آمد به دیگران سرایت نمى كند.
ممكن است بگویید: پس ما هیچ مجرمى را تأدیب نكنیم، زیرا بستگانش ناراحت مى شوند؟ ولى پاسخ این است كه هرگاه بخاطر ناراحت شدن چند نفر از بستگان دزد، مثلاً دست او قطع و یا با شلاق ادب نشود، یك نوع دلهره در كلّ جامعه از طریق افراد فاسد به وجود مى آید و در اینجا باز بى عدالتى است كه ما به خاطر ناراحت شدن بستگان یك مجرم، امنیّت كلّ جامعه را به خطر اندازیم و لذا در این موارد چاره اى نیست كه ما مصلحت جامعه را بر مصلحت افراد مقدّم بداریم.
اصول عقائد اسلامی (معاد) » پاسخ دوّم: مخالف اختیار و آزادى مردم است
اگر خداوند در دنیا پاداش و كیفر دهد، مردم یا از ترس و یا از روى طمع، عمل بد انجام نمى دهند و خوب مى شوند و این نوع خوبى قهرى است و چندان ارزش ندارد. انسان باید مختار و آزاد باشد و گناه نكند.
اگر خداوند به هر فردى كه كار خیرى انجام داد، فلان باغ، كاخ، مال و مدرك را در دنیا بدهد، همه مردم زاهد، عابد و مسلمان مى شوند و این ارزشى ندارد، شرف انسان به آزادى و انتخاب اوست وگرنه عبادت قهرى را میلیون ها میلیون ملائكه داشتند، ولى خدا انسان را آفرید تا در میان هواها و هوسها و گرایش هاى ضد و نقیض، یكى را انتخاب نماید.
صول عقائد اسلامی (معاد) » انتخاب، معیار ارزش در اسلام
اساساً قرآن از كسانى بیشتر ستایش مى كند كه در میان دو راه حق و باطل، با وجود كشش هایى كه باطل دارد هوسها را زیر پا گذاشته، جاذبه ها را نادیده گرفته وآنگاه راه خدا را انتخاب نمایند. در این باره نمونه هاى زیادى در قرآن داریم، از آن جمله:
1- حضرت یوسفِ زیبا و جوان از یك سو و زلیخاى آماده و درهاى بسته از سوى دیگر، ولى او با شعار «معاذَ اللّه»(34) دامن خود را حفظ مى كند.
2- حضرت ابراهیم علیه السلام حدود صد سال به انتظار فرزند نشسته و آنقدر دعا كرده تا خداوند فرزندى همچون اسماعیل به او عطا كرده است، در این حال فرمان خدا مى رسد كه باید با دست خودت این فرزند را در راه خدا ذبح نمائى! در اینجا حضرت ابراهیم علیه السلام از طرفى در فشار عواطف و غریزه فرزند دوستى قرار گرفته واز طرفى نداى خدا را باید جواب دهد، در این میان وظیفه را انجام مى دهد و غریزه را مهار مى كند.
این است مقام والاى انسانى كه قرآن مى فرماید: «فَلمّا اَسلَما وَ تَلّه لِلجَبین»(35) ابراهیم و اسماعیل هر دو تسلیم فرمان خدا شدند و حضرت ابراهیم صورت فرزند را براى ذبح بر روى خاك گذارد.
3- حضرت على و فاطمه وحسن و حسین علیهم السلام در لحظه افطار با كمال نیاز و گرسنگى غذاى خود را به فقرا داده و به جاى غذا با آب افطار مى نمایند. درباره این ایثار و گذشت قرآن مى فرماید: «وَ یُطعِمون الطَّعامَ عَلى حُبّه»(36) با كمال نیاز طعام خودشان را به دیگران دادند.
4- مردان خدا در دل شب با آن همه جاذبه اى كه خواب دارد، براى استغفار و مناجات با خدا از رختخواب برمى خیزند. قرآن در این باره مى فرماید: «تَتَجافى جُنوبَهم عَنِ المَضاجِع»(37) آنان پهلوى خود را از بستر خواب مى كَنند، «و بِالاَسحارِ هُم یَستَغفِرون»(38) و سحرخیزند و در سحرها مشغول استغفار هستند.
كوتاه سخن آنكه معیار ارزش عمل در بینش الهى آن است كه انسان آنرا با كمال آزادى و از لابلاى جاذبه هاى مادى و كشش هاى غریزى انتخاب نماید و گرنه ارزشى ندارد.
آرى، اگر انسانى كه داراى زبان است عصبانى شد، كلام بدى نگفت ارزش است، انسانى كه لال باشد و یا در حال عادّى ناروا نگوید، چندان كمال نیست.
چنانكه گفتیم اگر در دنیا جزا باشد، مردم از ترس یا طمع خوب مى شوند و این نوع خوبى چندان ارزش ندارد، ولى در اینجا سؤالى پیش مى آید و آن اینكه مگر وعده و بشارت به بهشت و هشدار به عذاب و جهنّم، مردم را از ترس دوزخ و یا طمع به بهشت خوب و درستكار نمى كند؟
در پاسخ مى گوییم: چون بهشت و دوزخ در این دنیا نیست، انسان در نیكوكارى و خوب شدن خود اجبارى احساس نمى كند. آرى فرق است میان كسى كه فردا بدهكارى دارد یا كسى كه بدهى او چندین ماه دیگر است؛ اوّلى در نگرانى و دلهره است، ولى دوّمى كه چند ماه فرصت دارد، به نوعى آرامش دارد.
همچنین كیفر و پاداش فورى با كیفر و پاداش مدّت دار آن هم مدّت طولانى، در نوع احساس انسان فرق دارد.
بنابراین خداوند پاداش و كیفر را به تأخیر انداخته تا با كمال آزادى از لابلاى غرائز، هوسها و گرایش ها، راه حق را برگزینند.
34) سوره یوسف، آیه 23.
35) سوره صافات، آیه 103.
36) سوره انسان، آیه 8.
37) سوره سجده، آیه 16.
38) سوره ذاریات، آیه 18.
اصول عقائد اسلامی (معاد) » پاسخ سومّ: در دنیا امكان جزا نیست
سوّمین پاسخ این است كه دنیا به خاطر محدودیّت هایى كه دارد، امكان جزا براى نیكوكاران و جنایتكاران در آن نیست.
مثلاً رسول خدا صلى الله علیه وآله كه با تحمّل رنجهاى فراوان و طاقت فرسا وبا آوردن قرآن و احكام اسلامى ودر سایه تلاش پیگیر خود، قرن ها نسل هاى بشر را از گمراهى، شرك، جهل و تفرقه نجات داد، در دنیا چه خیرى مى توان به او داد كه جبران همه آنها باشد؟! آیا غذایى بهتر از عسل و كباب، فرشى بهتر از ابریشم و مَركبى بهتر از هواپیما و امثال آن داریم؟ آیا اینها همان چیزهایى نیست كه گاهى جنایتكاران هم مورد استفاده خود قرار مى دهند؟ پس پاداش پیامبر صلى الله علیه وآله در دنیا چه خواهد بود؟ آیا شهیدى كه براى هدف مقدّسى از جان خود گذشته، اكنون در دنیا هست تا به او جزا بدهید؟
به علاوه گاهى جنایتكارانى پیدا مى شوند كه صدها بلكه هزاران نفر بى گناه را مى كشند، چگونه در دنیا مى توان چنین فردى را به كیفر رساند؟ بر فرض او را اعدام كنیم، قتل او در برابر یك نفر از هزاران اشخاصى است كه كشته است، پس خون باقى بى گناهان چه مى شود؟
اصول عقائد اسلامی (معاد) » كیفر در دنیا
شكّى نیست كه جزاى كلّى باید در سراى دیگر باشد و این با بعضى از كیفرهاى موقّت ویا گوشمالى هایى كه به بعضى در دنیا داده مى شود، منافات ندارد و در آیات متعدّدى از قرآن نمونه هایى از جزاى دنیوى مجرمان بیان شده است، نظیر: «ظَهَر الفَسادُ فِى البَرّ و البَحر بِما كَسَبت أیدِى النّاس لِیُذیقَهم بَعض الّذى عَمِلوا لَعلّهم یَرجِعون»(39) به خاطر كار مردم در دریا و خشكى فساد پدید آمده تا خدا سزاى بعضى از اعمالشان را به ایشان بچشاند، شاید از گناه باز گردند.
همچنین آیات فراوانى داریم كه در باره مجرمان مى فرماید: «لَهم فِى الدّنیا خِزىٌ» در دنیا نیز براى گناهكاران ذلّت و خوارى و شرمندگى است، لیكن این جزا در حقیقت گوشه و جزئى از كیفرى است كه باید ببیند.
بد نیست در اینجا به چند آیه كوتاه در این زمینه اشاره كنیم:
* قرآن مى فرماید: «لَهم عَذابٌ فِى الحَیوةِ الدّنیا و لَعذاب الآخرة أشقّ»(40) براى آنها در دنیا عذاب است، ولى عذاب روز قیامت سخت تر است.
* در آیه ى دیگر بعد از آنكه مى فرماید: هر كه از یاد ما اعراض كند او را به زندگى و روزگار سختى در دنیا گرفتار مى كنیم، چنین ادامه مى دهد: «و لَعَذاب الآخرةِ اَشدُّ واَبقى »(41) عذاب روز قیامت سخت تر و پایدارتر است.
* در جاى دیگر مى خوانیم: «ولَنُذیقنَّهم من العذاب الاَدنى دون العذاب الاكبر لعلّهم یَرجِعون»(42) ما حتما عذاب نزدیك را زودتر از عذاب بزرگ به آنها مى چشانیم تا شاید به فكر راه خطاى خود افتاده وبرگردند.
* درباره كسانى كه بدون دلیل و برهان (فقط به خاطر تكبّر در برابر حق) هر چه مى شنوند انكار كرده و شانه بالا مى اندازند مى فرماید: «لَه فِى الدّنیا خِزىٌ و نُذیقهُ یَومَ القیامَةِ عَذابَ الحَریق»(43) به این افراد پر مدّعاى بى علم، هم در دنیا خوارى و هم در قیامت عذاب سوزانى مى چشانیم.
* باز در جاى دیگر چنین مى خوانیم: «لِنُذیقَهم عَذابَ الخِزىِ فى الحَیوة الدّنیا و لَعذابُ الآخِرَةِ اَخزى »(44) ما براى قوم عاد كه در برابر پیامبرشان تكبّر ورزیدند بادى شدید و سرد آنهم در روزهاىِ شوم و ناگوار فرستادیم، لیكن این گوشه اى از جزاى تكبّرشان است وعذاب خواركننده تر را در قیامت مى چشند.
البتّه در روایات متعدّدى نیز جزاى دنیوى به چشم مى خورد از جمله: در حدیث مى خوانیم: هر كه براى دیگرى چاهى بكند خودش در آن واقع مى شود و خداوند جزاى بى احترامى به والدین و ظلم به مردم و كفران خدمات مردم را در همین دنیا داده و به قیامت حواله نمى دهد.(45)
39) سوره روم، آیه 41.
40) سوره رعد، آیه 34.
41) سوره طه، آیه 127.
42) سوره سجده، آیه 21.
43) سوره حج، آیه 9.
44) سوره فصلت، آیه 16.
45) سفینةالبحار «بقى».
اصول عقائد اسلامی (معاد) » پاداش در دنیا
همان گونه كه كیفر و عذاب واقعى در قیامت است، همچنین پاداش اصلى و كامل در قیامت است، چون دنیا براى پاداش نیكوكاران نیز كوچك است، ولى منافاتى با پاداش و ثواب در دنیا ندارد.
در اینجا نیز نمونه هایى از آن را نقل مى كنیم:
* در سوره آل عمران بعد از بیان شهامت و استقامت رزمندگانى كه هوادار انبیا بودند مى فرماید: «فَأتاهُم اللَّهُ ثَوابَ الدّنیا و حُسْنَ ثَوابِ الآخِرة»(46) خداوند به آنان هم ثواب دنیا و فتح و پیروزى مرحمت فرمود و هم پاداش نیك آخرت را.
* در باره حضرت ابراهیم علیه السلام نیز چنین مى خوانیم: «وَ آتَیناهُ فِى الدّنیا حَسَنة» ما در دنیا به ابراهیم نیكى عطا كردیم.
* درباره پیامبران بزرگوار و طرفدارانشان مى خوانیم: «اِنّا لَنَنصُرُ رسُلَنا والّذین آمنوا فِى الحَیوةِ الدّنیا»(47) ماپیامبران خویش و كسانى را كه ایمان آورده اند در همین دنیا یارى مى دهیم.
همانطور كه گفتیم در دنیا امكان و ظرفیّت پاداش نیست و اگر در آیاتى سخن از پاداش یا كیفر در دنیا مى شود تنها گوشه و نمونه اى از پاداش و كیفر است، ولى اصل جزا و پاداش در قیامت است.
46) سوره آل عمران، آیه 148.
47) سوره غافر، آیه 51.
اصول عقائد اسلامی (معاد) » پاسخ چهارم: نظام زندگى بهم مى خورد
جواب دیگر از آیه 61 سوره نحل استفاده مى شود كه مى فرماید: «ولو یؤاخِذُ اللَّهُ النّاسَ بِظُلمِهم ما تَرَك عَلیها مِن دابّةٍ و لكن یُؤخّرهم الى أجَلٍ مُسمّىً»(48) اگر خداوند مردم را بخاطر ظلم و گناهشان كیفر دهد، هیچ جنبنده اى را بر زمین باقى نخواهد گذارد، لیكن خداوند زود كیفر نمى دهد و تا مدّتى كه خودش مى داند به آنها مهلت داده و كیفر را تأخیر مى اندازد.
نظیر همین آیه را در سوره فاطر مى خوانیم: «ولَو یُؤاخِذُ اللَّهُ النّاسَ بِما كَسَبوا ما تَرك على ظَهرِها مِن دابّة»(49) هر گاه خدا بخواهد در دنیا جزا بدهد، هیچ كس و جنبنده اى روى زمین باقى نخواهد ماند و اساساً نظام زندگى بشر بهم خورده و پرونده انسان و زندگى او در زمین خاتمه مى یابد.
بنابراین چون حكمت و اراده خدا بر آن است كه موجودى آزاد و انتخابگر به نام انسان براى مدّتى روى زمین زندگى كند باید به خلافكاران هم مهلت دهد وگرنه هر گاه خلافى شد اگر خداوند هلاك كند، بشرى باقى نخواهد ماند، كیست كه در برابر ذات مقدّس او خلافى نكرده باشد؟ و مگر بى ادبى وگناه در برابر فرمان او جزایى كمتر از نابودى دارد؟
48) سوره نحل، آیه 61.
49) سوره فاطر، آیه 45.
اصول عقائد اسلامی (معاد) » پاسخ پنجم: كیفر در دنیا كم لطفى است
گر چه گوشمالى ها و كیفرهاى موقّت در دنیا عامل هوشیارى و توجه و زنگ بیدار باش است، امّا اگر بطور كلّى در دنیا هر گناهكارى به كیفر برسد كم لطفى است، زیرا شاید این گناهكار توبه كند و خلافكارى خود را اصلاح نماید و حقّى كه كتمان كرده افشا نماید، چقدر ما نمونه هایى از گناهكاران را دیده یا شنیده ایم كه توبه كرده و دست از گناه برداشته اند؟ و حتّى جنایتكارانى در آخرین فرصت ها و نزدیك مرگ تغییر مسیر داده اند، بنابراین آیا بهتر نیست انسان ضعیفى كه اسیر شهوت ها و هوسها مى باشد و در دام شیطان ها قرار گرفته است تا پایان عمر به او مهلت داده شود تا شاید با یك جرقّه همچون حُر عوض شود، گرچه بعضى از این مهلت الهى سوء استفاده كنند و به ظلم وگناه خود ادامه دهند، لیكن در جمع به نفع انسان است. بنابراین لطف خدا اقتضا دارد كه انسان در دنیا كیفر نشود و تا هنگام مرگ به او مهلت توبه و جبران خطاها داده شود.
اصول عقائد اسلامی (معاد) » پاسخ ششم: گاهى كیفر و پاداش فورى عادلانه نیست
پاداش و كیفر زمانى عادلانه خواهد بود كه تنها به خود عمل توجه نكنیم، بلكه به عوارض و لوازم آن هم دقّت كنیم و به قول قرآن: «وَ نَكتُبُ ما قَدّموا و آثارَهُم»(50) ما هم عملكرد قبلى و هم آثار بعدى كارهایشان را ضبط مى نماییم.
فرض كنید در یك مجلسِ با شكوهى شخصى آمد و چراغ را خاموش كرد و فرار كرد. خاموش كردن چراغ چندان جزائى ندارد، لیكن باید ببینیم كه این خاموشى چه مسائلى را به وجود آورده است؛ گاهى آتش روى فرش مى افتد و فرش را مى سوزاند، گاهى شخصى با اسلحه یا چاقو دیگرى را مجروح و زخمى مى كند، گاهى افرادى در اثر تاریكى از پله ها پرت مى شوند و خسارات غیر قابل جبران مى بینند. بنابراین نباید تنها مسئله خاموش كردن چراغ را مطرح و بر آن حكم صادر كنیم، بلكه جزاى عادلانه هنگامى است كه تمام مفاسدى را كه در اثر آن كار او پیدا شده به حساب بیاوریم.
یا گاهى شخصى هروئینِ كشنده و یا داروى شفابخشى اختراع مى كند، دادن جزاى فورى به این قبیل اشخاص عادلانه نیست، زیرا باید تا پایان عمر جهان صبر كنیم و ببینم هروئین چند نفر را كشت و یا داروى شفابخش او چه كسانى سالم را شفا داد، بعد جزابدهیم.
و یا شخصى با یك فیلم، كتاب، نوار و سخنرانى، ایجاد یك فساد یا صلاح مى كند وبراى سالها در مردم اثر خوب یا بد مى گذارد، در این موارد نباید در پاداش و كیفر عجله كرده تنها خود عمل را بررسى كنیم، بلكه باید تا پایان عمرِ جهان صبر كنیم تا شعاع كار خیر و شرّ او را بسنجیم و سپس پاداش بدهیم، این حرف علاوه بر اینكه پشتوانه عقلى دارد، از استدلال هاى قرآنى و حدیثى هم برخوردار است؛ امّا قرآن همان آیه دوازدهم سوره یس كه در چند سطر پیش خواندیم. و امّا در روایات، پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمودند: «مَن سَنّ سُنّة حَسَنة فلَه اَجرُ مَن عَمِل بها و مَن سَنّ سُنّة سَیّة فلَه وِزرُ مَن عَمِل بها»(51) هر كسى یك راه و یا كار خوبى را بنا نهد، او نیز در پاداش تمام كسانى كه در آن راه گام بر دارند و آن عمل را انجام دهند شریك است، بدون آنكه از اجر دیگران كم شود و بالعكس هر كه مركز فساد و یا راه فسادى را پیش پاى مردم قرار دهد، علاوه بر آنكه روندگان در آن راه گناهكارند، گناهى همچون گناه مرتكبان براى شخص مؤسّس نیز ضبط مى شود.
خلاصه بحث: گفتیم دلیل اوّل معاد، «عدل الهى» است یعنى با سه مقدّمه ثابت مى شود كه طبق عدالت باید قیامتى باشد و آن مقدّمات عبارتند از:
1- مردم در برابر گفتار و فرمان خدا و پیامبران دو دسته هستند: عدّه اى مخالف و گروهى هوادار.
2- دنیا نیز (به دلیل همان شش پاسخى كه گفتیم) جاى جزا نیست.
3- خداوند عادل است (و عدل او در جاى خود با دلائل محكم عقلى ثابت شده است.(52)) و عمل افراد را بدون پاداش و جزا نخواهد گذاشت.
بنابراین باید جایى براى جزا وجود داشته باشد كه آن روز قیامت است.
50) سوره یس، آیه 12.
51) سفینةالبحار «سن» ؛ بحار، ج 2، ص 261.
52) به كتاب عدل نوشته مؤلّف مراجعه كنید.
جاودانگى، لطف الهى است
آیا در بهشت و جهنّم بودن، همیشگى است و هیچ كس نمى تواند انسان را از آن خارج كند؟
پاسخ: اوّلاً؛ خلود وابدیّت تنها براى تمام بهشتیان است، امّا همه اهل جهنّم در آن براى همیشه نیستند، زیرا گروه هایى بعد از مدّتى عذاب وشكنجه مشمول شفاعت و عفو قرار مى گیرند.
ثانیاً؛ معناى خلود این نیست كه خداوند نتواند مؤمنان را از بهشت بیرون كند و لذا در ادامه آیه جمله «الاّ ما شاءَ رَبّك»(1000) در كنار خلود و تداوم قهر یا لطف خدا آمده است.
بنابراین خداوند قدرت دارد كه هر كارى را انجام بدهد، امّا چون بر خود لازم كرده و قول داده كه بهشتیان را در بهشت جاودانه قرار دهد، پس بهشتیان در بهشت جاودانه خواهند ماند.
اصول عقائد اسلامی (معاد) » پاسخ پنجم: كیفر در دنیا كم لطفى است
گر چه گوشمالى ها و كیفرهاى موقّت در دنیا عامل هوشیارى و توجه و زنگ بیدار باش است، امّا اگر بطور كلّى در دنیا هر گناهكارى به كیفر برسد كم لطفى است، زیرا شاید این گناهكار توبه كند و خلافكارى خود را اصلاح نماید و حقّى كه كتمان كرده افشا نماید، چقدر ما نمونه هایى از گناهكاران را دیده یا شنیده ایم كه توبه كرده و دست از گناه برداشته اند؟ و حتّى جنایتكارانى در آخرین فرصت ها و نزدیك مرگ تغییر مسیر داده اند، بنابراین آیا بهتر نیست انسان ضعیفى كه اسیر شهوت ها و هوسها مى باشد و در دام شیطان ها قرار گرفته است تا پایان عمر به او مهلت داده شود تا شاید با یك جرقّه همچون حُر عوض شود، گرچه بعضى از این مهلت الهى سوء استفاده كنند و به ظلم وگناه خود ادامه دهند، لیكن در جمع به نفع انسان است. بنابراین لطف خدا اقتضا دارد كه انسان در دنیا كیفر نشود و تا هنگام مرگ به او مهلت توبه و جبران خطاها داده
برچسب:
نویسنده: پرهام محمودی